اینترنتِ نیمهجان؛ بلای جان مردم | بلاتکلیفی تا کی ادامه دارد؟
رویداد۲۴| اینترنت وصل میشود یا نه؟ این پرسش، دیگر یک سوال ساده یا حتی یک مطالبه فناورانه نیست و به یکی از شاخصهای سنجش اعتماد عمومی تبدیل شده است. این روزها در حالی میگذرد که کاربران ایرانی نه با قطع کامل اینترنت کنار آمدهاند و نه به وعدههای اتصال دل بستهاند؛ آنچه باقی مانده، اینترنتی ناپایدار، پرهزینه و آمیخته با شایعه و تناقض است.
طبق وعدهها از آخر هفته گذشته باید به اینترنت بینالمللی وصل شده و مثل روزهای قبل از دی ماه با خرید فیلترشکنها مختلف کار خود را راه میانداختیم، اما وعدهها عملی نشد. در روزهای گذشته اخبار مختلفی درباره اتصال اینترنت آمده و بعد تکذیب شده یا حتی تکذیب نشده، اما عملی نشده است. این رفتوبرگشتهای خبری نهتنها گرهی از مشکل باز نکرده، بلکه بیاعتمادی و سردرگمی را تشدید کرده است. نتیجه اینکه مردم نمیدانند باید منتظر تصمیم نهایی باشد یا خودش راههای دور زدن محدودیت را پیدا کند.
اینترنت وصل شد، اما فقط برای چند دقیقه
در میانه این بلاتکلیفی، اتصال مقطعی اینترنت برای ساعاتی کوتاه، بیش از آنکه امید ایجاد کند، پرسشبرانگیز شده است. دادههای ترافیکی نشان میداد دسترسی کاربران به اینترنت بینالملل بهطور ناگهانی افزایش یافته، اما این وضعیت بهسرعت فروکش کرده است. اینترنتی که میآید و میرود، بیش از قطع کامل، احساس ناامنی دیجیتال ایجاد کرده است؛ کاربران نمیتوانند کار، آموزش یا حتی ارتباط روزمره خود را برنامهریزی کنند.
در عمل، دسترسی پایدار به شبکههای ارتباطی تنها از مسیر فیلترشکن ممکن شده؛ مسیری که حالا به یک بازار پررونق و پرهزینه تبدیل شده است. هزینه استفاده از فیلترشکنها افزایش یافته و این یعنی «هزینه محدودیت» مستقیماً از جیب شهروندان پرداخت میشود. اینترنت بسته، برای بسیاری از کسبوکارها زیانبار بوده، اما برای فروشندگان ابزار دور زدن محدودیت، سودآور.
وقتی صورت مسئله پاک میشود
در این میان، اظهاراتی از درون دولت توجه افکار عمومی را جلب کرد؛ مواضعی که بهصراحت بر ناکارآمدی سیاست انسداد تأکید داشت. این نگاه که حتی پسر پزشکیان هم بر پایه آن توییت میکند، بستن اینترنت را نه راهحل، بلکه پاککردن صورت مسئله میداند. اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس یا تفریحی نیست؛ بخشی از زیست روزمره جامعه است: از دانشگاه و پژوهش تا تجارت، خدمات و حتی سرگرمی.
نگرانیهای امنیتی، اگرچه قابل انکار نیستند، اما تجربه نشان داده که انسداد ارتباطی نه مانع نارضایتی میشود و نه بحران را حل میکند؛ بلکه آن را به تعویق میاندازد و دامنهاش را گستردهتر میکند. هر روز تأخیر در بازگشایی اینترنت، شکاف میان مردم و تصمیمگیران را عمیقتر میکند.
دولت، میان مخالفت و ناتوانی
دولت بهطور رسمی با ایدههایی، چون «اینترنت طبقهبندیشده» فاصله گرفته، اما در عمل هنوز نتوانسته دسترسی پایدار و قابل پیشبینی را تضمین کند. وزارت ارتباطات از پیچیدگیهای فنی میگوید و وعده امروز یا فردا میدهد؛ وعدههایی که برای کاربری که زندگیاش به اینترنت گره خورده، دیگر قانعکننده نیست.
مسئله اینترنت، حالا صرفاً فنی یا امنیتی نیست؛ مسئله حکمرانی است. جامعه میخواهد بداند چه کسی تصمیم میگیرد، بر چه اساسی، تا چه زمانی و با چه هزینهای. اینترنت ناپایدار، نماد تصمیمهای ناپایدار شده است.




پریشب تلویزیون از قطع کردن اینترنت در 54 کشور دیگر هم میگفت
کارشناس برنامه میگفت در اکثر کشورها هم اینترنت را قطع میکنن یا محدود میکنن حتی در اروپا
دروغ که کنتور نمیندازه شبکه میلی هم که مال خودشان است برده ها هم حق اعتراض ندارند